توصیف کلاس
نويسنده :استاد
موضوع انشا : كلاس خود را توصيف كنيد.
كلاس ما در طبقه ي دوم ساختمان مدرسه قرار دارد . هنگامي كه در مدرسه گشوده شود ، با كمي راه رفتن به راه پله ي مدرسه مي رسيم در راه پله با كمك نرده ها به طبقه دوم مي رسيم . در سمت راست ما كلا س هاي ديگر قرار دارند ولي در سمت چپ دو كلاس قرار دارد كه در ابتدا در اولين نگاه به سمت چپ مان يك محيط مستطيل شكل خالي مانند در بدون لنگه است كه اگر از آن عبور كنيم مي توانيم وارد محيط كوچكي شويم كه در سمت راست ان كلاس سوم متوسطه ، و در سمت چپ آن كلاس سوم راهنمايي يا همان كلاس ما قرار دارد . در اولين لحظه كه با محيط خارجي كلاس ما رو به رو شويم دري را مشاهده مي كنيم كه با رنگ قهوه اي خود دوست دارد هويت درخت بودن خودش را نشان دهد ولي دستگيره ي آهني آن جلوي يك دست قهوه اي بودن آن را گرفته است
.پس از فهميدن غم در و گشايش آن و عبور از آن با محيطي مكعب شكل در ابعاد 6در 4 متري رو به رو مي شويم كه با پنجره هاي بزرگ خودش دنياي بيرون را به درون خود دعوت مي كند اما تنها مهماني كه دعوت او را قبول مي كند نور زيباي خورشيد است. نور خورشيد علاوه بر زيبايي خيره كننده گرماي مطلوبي به كلاس مي بخشد كه با احساس اين گرماي مطلوب در هواي سرد كلاس انسان جاني دوباره مي گيرد پنجره ها خود كودكان ديوار بزرگ ،بلند و سفيد اين اتاق هستند كه مانند پدري مهربان افراد داخل اتاق را در حريمي نگاه مي دارد و ما را از بعضي شيطنت هاي محيط بيرون حفظ مي كند اين پدر مهربان در قلب خود كه سفيدي آن خيره كننده است لوح سفيدي را دارد كه با استفاده از جوهر مي توان روي اين قلب سفيد نوشت و علم آموخت و آن را دوباره پاك كرد ولي لوح ، دوباره سفيدي سابق را به دست نمي آورد و تنها دليلي كه باعث مي شود ديوار قلب خود را اين گونه به دست جوهر ها بسپارد عشق آن به افراد درونش و علم آموختن به آن ها است او با سوراخ كردن خود و با قرار دادن نوادگان خورشيد با كمك پيچ و سوراخ ها بر روي خود نور را به افراد علم آموزش هديه مي كند. او بر روي شانه هايش ميز هاي آهنين و گاه چوبي را كه وزني گزاف دارند ،نگاه مي دارد و آسيب هاي آن ها را تحمل مي كند تا علاقمندان به راحتي به آموختن علم ادامه دهند و با دهان خود سرما را به كلاس گرم ما هديه مي كند.